دل خوش گرمای کسی نیستم...آمده ام تا تو بسوزانیم

 این شعر همیشه برای من تازگی داشته و قشنگ بوده اگه روزی ١٠٠ بار بخونمش بازم دلم براش تنگ میشه شما هم بخونید ...حتما با دل شما هم بازی میکنه...


با همه ی بی سرو سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدن آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی

عاشق آن لحظه توفانی ام

دل خوش گرمایِ کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها

 تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت

خوب ترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن

دیر زمانی ست که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست

تشنه یِ یک صحبت طولانی ام

ها به کجا می کِشی ام خوب من؟

  ها... نکشانی به پشیمانی ام! 

                                         "بهمنی"


/ 23 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صالح

eyvala.hamin

منتظر

با سلام و احترام ضمن تشکر از محبتهای صادقانه جنابعالی ، سخن کز دل برآید .................... لاجرم بردل نشیند[گل][گل][گل]

جاسوییچی

سلام. احساس میکنم این شعرو یه جایی شنیدم.ولی هر چی فکر میکنم یادم نمیاد.شایدم به نظرم میاد.به هر حال من عاشق اشعار ساده و در عین حال روان هستم.

منتظر

با سلام و احترام مشتاقانه منتظر حضور نورانی جنابعالی در جهانی به وسعت ایران زمین میباشم[گل]

مازیار

سلام دوست گرامی اگه اشتباه برداشت نکرده باشم این شعر در وصف امام عصر (عج) سروده شده زیباست اما از اون زیبا تر خدای ماست که حادثه نیست بلکه رحمتی جاودانه هست و تا هست من تشنه صحبت نخواهم بود چون همیشه با من است نزدیک تر از رگ گردن راستی پاسخ شما رو پایین کامنت تون درج کردم ممنونم که قدم رنجه کردید شادباشی دوست نیک اندیش

وحید

با سلام بسیار شعر جالب و عالی بود لذت بردم موفق باشید و بدرووووود.

وحید

با سلام بسیار شعر جالب و عالی بود لذت بردم موفق باشید و بدرووووود.