ستااااااااااااااااااااااره

 

ای ستاره ها که از جهان دور
چشمتان به چشم بی فروغ ماست


نامی از زمین و از بشر شنیده اید
درمیان آبی زلال آسمان


موج دود و خون و آتشی ندیده اید
این غبار محنتی که در دل فضاست


این دیار وحشتی که در فضا رهاست
این سرای ظلمتی که آشیان ماست


در پی تباهی شناست

گوشتان اگر به ناله من آشناست


از سفینه ای که می رود به سوی ماه
از مسافری که میرسد ز گرد راه


از زمین فتنه گر حذر کنید
پای این بشر اگر به آسمان رسد


روزگارتان چو روزگار ما سیاست

ای ستاره ای که پیش دیده منی


http://umalyomn.jeeran.com/files/39822.jpg


باورت نمیشود که در زمین
هرکجا به هر که میرسی


خنجری میان پشت خود نهفته است
پشت هر شکوفه تبسمی


خار جانگزای حیله ای شکفته است
آنکه با تو میزند صلای مهر


جز ب فکر غارت دل تو نیست
گر چراغ روشنی به راه تست


چشم گرگ جاودان گرسنه ای است
ای ستاره ما سلام مان بهانه است


عشقمان دروغ جاودانه است
در زمین زبان حق بریده اند


حق زبان تازیانه است
وانکه با تو صادقانه درد دل کند


های های گریه شبانه است
ای ستاره باورت نمی شود


درمیان باغ بی ترانه زمین
ساقه های سبز آشتی شکسته است


لاله های سرخ دوستی فسرده است
غنچه های نورس امید


لب به خنده وانکرده مرده است
پرچم بلند سرو راستی


سر به خاک غم سپرده است
ای ستاره باورت نمیشود


آن سپیده دم که با صفا و ناز
در فضای بی کرانه می دمید


دیگر از زمین رمیده است
این سپیده ها سپیده نیست


/ 3 نظر / 18 بازدید
دختری از تبار مترسک ها

تنها برای اینکه بدانی آمدم خواندم رفتم نشانه حضور تو دهان باز مردم است دهان باز و چشم باز دلایلش تبسم است دو چشم هیز آسمان تو را رها نمی کند چراکه چشم هیز و هرز خماره یک ترحم است نشانه حضور تو فغان ابر سرکش است که حاصلش برای ما طراوت و ترنم است نشانه حضور تو درخت سبز و میوه است ولی پس از تو هرچه هست صدای جیغ هیزم است نشانه حضور تو سکوت مبهم دل است دلی که از تو پیله شد لقاحش از تجسم است نشانه حضور تو حیای پلکِ دشمنی است که از سر شراب خوش نگاهش از توهم است نشانه حضور تو[گل]

صابر

ای ستاره ما سلاممان بهانه است ...

داوود عالیان

درود و سپاس از حضورتان چه شعر زیبایی بود این و نخونده بودم از مشیری برقرار باشی[گل][گل]