خدایا تو قلب مرا می خری؟

 

 

http://www.freeimagehosting.net/uploads/0780aa529f.jpg

 

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم
مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت


ولی هیچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد


یکی گفت:
چرا این اتاق
پر از دود و آه است
یکی گفت:
چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت:
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت:
و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است


و رفتند و بعدش
دلم ماند بی مشتری
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا می خری؟


و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست


و من روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر
برای شما جا نداریم
از این پس به جز او
کسی را نداریم.


              "عرفان نظرآهاری"

/ 12 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایلیا صالحی

سلام زهرای عزیز خسته نباشی بعد مدتها اومدم ... عجب وبلاگتو قشنگ کردی هرچند من کامل ندارمش ولی خیلی قشنگ شده موفق باشی... منو که فراموش نکردی میدونم الان فصل امتحاناست ولی من بد قولیتو فراموش نمیکنم[مغرور] یادت نره... موفق باشی بای[گل][گل][گل]

بهزاد

ممنون برای این انتخاب زیبا [گل]

محمدرضا مینوسپهر

سلام دوست مهربانم ممنون از اینکه به من سر زدی. آشفته نیستم. فقط نگرانم...همین. اونم تو این وضعیتی که ما هستیم طبیعه. زیاد موردی نیست. وقتی میام پیش شما دوستان خوب و نوشته ها و پیام های زیباتون را می خونم از هرچی نگرانی و آشفتگیه رها میشم. راستی این عرفان نظر آهاری نسبتی با شیوا نظر آهاری داره؟ [سوال]

مریم

سلام زهرا جان قلم زیبایی داری تو کامنت های وبلاگ نیما دهقانی پیدات کردم . موفق باشی

ایلیا صالحی

سلام خوبی بد قولی دیگه ... آخه همش میگفتی چرا زنگ نزدم وقتی زدم اصلاَ جواب ندادی [افسوس]

بهنام.ج

آنگاه بانوي پر غرور عشق خود را ديدم در آستانه ي پر نيلوفر كه به آسمان باراني مي انديشيد و آنگاه بانوي پر غرور عشق خود را ديدم در آستانه ي پر نيلوفر باران كه پيرهنش دست خوش بادي شوخ بود و آنگاه بانوي پر غرور باران را در آستانه ي نيلوفر ها كه از سفر دشوار آسمان باز ميآمد ..........

فانی

پیش از این گر دگری در دل من میگنجید جز تو ام نیست کنون در دل من گنجایی جز تو اندر نظرم هیچ کسی می ناید وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی ...

محمد حسین ابراهیمی

باکوله باری از نگرانی 1 - دغدغه های نبود رضا رحیمی 2 - نصیحتی به سید مهدی موسوی روزگار را می پکانم

مرضیه

متن های ویلاگتون خیلی دل نشین بود دعوت می کنم شما هم از سایت دختران آسمان هم دیدن کنید. www.dokhtaraneaseman.com منتظر نظر، انتقاد و پیشنهادات و مطالب علمی، ادبی و مذهبی زیباتون هستیم.. با تشکر