.......

..........

کودکت خواهم ماند

یک تبسم زیرکانه ، یک عروسک بچگانه و یک بازی کودکانه کافی بود

برای عاشق شدنم و تو این کار را کردی

چه قدر ساده عاشقت شدم ،

مثل قصه های کودکانه

تو شدی پری قصه های من، شاهزاده ی سوار بر اسب سفید

چه قدر ساده عاشقم کردی و از آن ساده تر رهایم کردی

گفتم بمان پری قصه های من ، بی تو می میرم

خندیدی و گفتی بازی بود ،

گفتم  بازی زیبایی بود، بیا بازی کنیم

گفتی من کودک نیستم ، بزرگ شده ام ، بازی نمی کنم

گفتم مگر بزرگتر ها بازی نمی کنند؟

گفتی بازی نه ، زندگی می کنند

گفتم پس بیا زندگی کنیم...مثل بازی ، گفتی زندگی بازی نیست

گفتم پس با عشق تو چه کنم؟

گفتی رهایش کن ، بازی بود ، زندگی کن ...

 

   + لیلی ; ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()